آقاهه

یادداشتهای کامران - جایی برای زیستن - جایی برای اندیشیدن و جایی برای دوست داشتن


Sunday, May 23, 2004
????? ?????? ???
??? ????
Friday, April 30, 2004

Wednesday, January 29, 2003
???? ??????? ??? ???? ???? ?? ??????.
Monday, December 30, 2002
نازبانو : اينا رو ننوشتم كه پس �ردا به جرم زبون درازي به هكر محترم و يا هر چيز ديگه، به جاي وبلاگ نازبانو يه تصوير مسخره ببينيد... اگه وبلاگ من يا هر كس ديگري از اين وبلاگشهر نيست بشه، مطمئناً هيچ كس كمبودش رو احساس نخواهد كرد، پس غمي نيست ... اما اينو مي دونم كه نوشته هايي كه گاهي از اوقات خوانده ايم و گويي زبان حال و دل ما بوده اند( و اين حالت بسيار نادر است)، هرگز �راموشمان نمي شود...و من اين نوشته ها را لابلاي سطور وبلاگ خورشيد يا�ته ام ... هميشه خورشيد وبلاگها بودي و خواهي ماند..


ظاهر سایت سالک نشان میدهد که او هم امروز قربانی هک شده است(اگر چه اشتباه او در هنگام دستکاری تمپلیت نیز میتواند منجر به این وضعیت شده باشد).اینک �قط تاریخ و لینک مطالب در وبلاگ سالک دیده میشوند و اثری از متن مطالب دیده نمیشود.اگر چه از دیده گاه من احتمال دست داشتن و لااقل مطلع بودن سالک از هک شدن وبلاگ خورشید خانم منت�ی نیست ، اما گمان میکنم واقعا زمان اعتراض جدی به روال هک وبلاگها که بعضا توسط همکاران جارچی ( زهرا را استثنا کنید) هدایت میشود �را رسیده باشد.
مجددا از همه وبلاگ نویسان دعوت میکنم برای نمایش اعتراض خود روز چهارشنبه که اولین روز سال میلادی جدید است از پست کردن هر مطلبی خودداری کنند.
خورشید متن زیر را در پاسخ به سالک نوشته است:

سلام،
من جمعه صبح عکسی گذاشتم تو وبلاگم که به مذاق عده ای خوش نيومد، بعدش به دلايلی اون عکس رو برداشتم، گويا کسی �کر کرده بود که اون موقع من هک شده بودم. اما جمعه شب حدود ساعت ده شب وبلاگ من جدی جدی هک شد، با يه عکس پورنوی �جيع و نوشته های رکيک که خدارا شکر خودم نديأمش و تا آن لاين بشم با کمک حسين درخشان که از طريق سرور کاناداژی پيگير قضيه بود ص�حه رو داون کرديم.
پی گيری که انجام شده نشون داده که هکر سايت من کامپيوتر خودم رو هک کرده بوده، يوزر نيم و پسورد ا� تی پی رو دراورده و عوض کرده و اون ص�حه ناجور رو اونجا گذاشته. به احتمال �راوون کسی که وبلاگ منو هک کرده با هکر ساير سايتها �رق می کرده. ص�حه در دست احداث رو خودمون گذاشتيم. خوشبختانه يا بدبختانه من به زودی نوشتن رو از سر می گيرم. از توجهتون و نظر لط�تون و يا کم لط�يتون ممنونم.

البته سینا مطلبی دیشب بدون توضیح اضا�ی خبر میداد که هکر سایت خورشید هم همان گروه مش قاسم بوده است. این گروه مسئولیت هک کردن سایر سایتها را پذیر�ته است.

Sunday, December 29, 2002
راستی حی� زهرا نیست که در جارچی بنویسد؟
باز هم برای ثبت در تاریخ و برای ر�ع برخی برداشتهای نادرست:
1-جمعه ظهر ، آخرین پست خورشید خانم عکسی از چند مرد نیمه برهنه را نشان میداد که با روش چند ماه اخیر خورشید تناسبی نداشت.باز هم برخلا� همیشه این عکس بدون شرح بود. به دلیل �ضای اخیر ضدیت چند گرایش مختل� وبلاگ نویسان با خورشید ،احتمال هک به ذهن علیل من خطور کرد.
2- حدود ساعت 4 بعد از ظهر دیگر خبری از عکس نبود و یک متن اعتراض آلود انگلیسی (البته دست و پا شکسته !) جایگزین آن شده بود. این هم با روال کار خورشید در یکسال گذشته مت�اوت بود. من عجولانه به این نتیجه رسیدم که حتما وبلاگ خورشید ،هک شده است.خورشید در مراسم بود و امکان پرسش از او وجود نداشت.
3- حدود ساعت 8 شب (ساعت کامپیوتر من 3 ساعت عقبتر است)موضوع را با تحلیل خودم در همین وبلاگ نوشتم و در پیامی ضمن اعلام خبر در گروه وبلاگهای �ارسی یاهو نوشتم:
این نوع اقدامات بیش از هر چیز آزادی و شادابی �ضای وبلاگ را تهدید میکنند.پیشنهاد میکنم در یک نمایش همبستگی و در اعتراض به چنین اعمالی روز اول سال میلادی جدید از پست کردن هر مطلبی خودداری کنیم.4-حدود ساعت 9 خورشید در پاسخ به پیام عمومی من که برای او هم cc شده بود هک شدن وبلاگ خودش را تکذیب کرد.در وبلاگ اوهم متن انگلیسی با جمله پست مدرنیستی "پو�! من چه سبزم امروز!" جایگزین شد. من هم موضوع را تلویحا نوشتم.(اعترا�:سرخوردگی ناشی از احساس سر کار بودن ، باعث شد تا از صراحت است�اده نکنم.ضمنا چون �کر میکردم خود خورشید موضوع را خواهد نوشت نیازی به ارسال پیام تصحیحی در گروه یاهو ندیدم که هر دو تصمیم نادرست بودند. دیدید ما به چه راحتی اعترا� میکنیم؟)
5-روز شنبه کلا گر�تار بودم.
6-امروز صبح اول وقت دیدم که ابرار اقتصادی در یک خط ،خبر هک شدن وبلاگ خورشید را داده است.کمی وجدان درد گر�تم چون �کر میکردم منبع خبر روزنامه ،همان پیام عجولانه من بوده است.(اعترا�:کمی هم از این که وبلاگ ما چنین انعکاسی داشته است خوش خوشانمان شد و کلی تئوری درباره تاثیرات وبلاگ در ا�کار عمومی به هم با�تیم)
7-سر شب "حیات نوی اقتصادی" را که خواندم باورم نشد .نیمی از یک مقاله چند ستونی به هک شدن وبلاگ خورشید خانم و،تلاش حسین درخشان برای برگرداندن آن و تحلیلهایی درباره انگیزه های احتمالی لین کار ،اختصاص یا�ته بود (خدایا! آیا همه این خبرها خالی بندی هستند و منشا همه آنها �قط همان نوشته من است؟ وجدانم بد جوری درد گر�ته بود.)
8-ساعت 9 امشب(یکشنبه) به خانه رسیدم و سریع آنلاین شدم. دیدم خورشید خانم دیروز ایمیلی �رستاده و گ�ته است که وبلاگ او چند ساعت پس از خبر من ، واقعا هک شده و یک عکس پورنو در آن قرار داده شده است وخورشید احتمال میدهد که چون او جایزه وبلاگ برتر خود را به حسین درخشان هدیه کرده است برخی از دوستان اینچنین از او قدردانی کرده باشند.(عذاب وجدان برطر� شد اما حالا ما مانده انم و اتهام سیاهی سق یا ادعای پیشگویی)
9- بعد ایمیل دیگری را میبینم از آقای سالک که در جارچی هم درج شده است .آقای سالک با یک دلیل علمی قاطع ثابت میکند که وبلاگ خورشید هک نشده است و من این خبر را برای مظلوم نمایی خورشید خانم ! و "از هر چیز است�اده تبلیغاتی کردن" وبه شکلی "دور از انصا�" و بر خلا� روش پسندیده "بالا غیرتا" نوشته ام.دلیل علمی ایشان هم این است که" تصویر برهنه مورد بحث هم با سلیقه خورشین خانم متناسب است و هم در یکی از دایرکتوریهای سایت ایشان قرار دارد." (ما دلیل اول را می�همیم ولی بالاغیرتا اگر کسی سایتی را هک کند ،آیا نمیتواند یک عکس را هم در درون آن قرار دهد؟)
10-ایمیل آقای سالک ابهامات زیادی را برای من به وجود آورده است.
ال�)عکس برهنه تنها چند ساعت در ظهر جمعه قابل دیدن بود.آقای سالک چگونه url آنرا در ساعات پایانی چمعه شب ذکر کرده است.بخصوص که سعید گزارش کرده است آقای سالک در مراسم بعد از جمع شرکت داشته است و بنا بر این بخشی از آن چند ساعت را هم از دست داده است. (تئوری توطئه:آیا آقای سالک ایت وبلاگ را مونیتور میکند و تمامی تغییرات آنرا در جایی ثبت میکند؟ و یا به چنین جایی دسترسی دارد؟)
ب)اگر چه حق با آقای سالک است و سایت در روز جمعه هک نشده است و آن دلیل �نی که آقای سالک ذکر کرده است کاملا نادرست است.آقای سالک چرا اینقدر مطمئن است که سایت هک نشده بوده است(تئوری توطئه:شاید چون میدانسته است که سایت باید چند ساعت بعد هک شود)
ج)آقای سالک در انتهای پست خود در جارچی خبر میدهد که سایت خورشید خانم برای مدتی تعطیل شده است.عدم �عالیت یک وبلاگ برای کمتر از 2 ساعت ،طبیعتا انسان را به این نتیجه نمیرساند.آقای سالک چگونه به این نتیجه رسیده اند؟(تئوری توطئه:شاید میدانسته اند که بناست این سایت تعطیل شود.راستی بعضی از رسانه ها برای روزنامه های زنجیره ای از کلمه تعطیلی است�اده میکردند ولی تا حالا دیده بودید که کسی برای یک وبلاگ از این کلمه است�اده کند؟)
د)آقای سالک متن پیام من را در یاهو که در بالا هم نوشتم به این شکل آورده است:
البته اين طر�دار خورشيد خانم در ادامه نامه اش همه وبلاگ نويسها رو دعوت کرده به دليل اسائه ادب به ساحت ايشون روز چهارشنبه اول ژانويه دست به اعتصاب بزنند.
(جالب است که این بخش را در سایت جارچی نوشته است ولی در ایمیلی که به من زده است آنرا حذ� کرده است.)
مسابقه:با مقایسه جمله بالا و متن اصلی من روزنامه ای را که این آقا میخواند ،حدس بزنید.
11- از شوخی گذشته،آیا هک شدن وبلاگ خورشید خانم بهانه ای خواهد بود تا خورشید در جایی دیگر و با نامی دیگر بنویسد تا بتواند �ارغ از ملاحظاتی که "صنم" به او تحمیل میکند، هر چه خواست بنویسد وهر عکسی را که دوست داشت پست کند؟
گزارش زهرا از مراسم وبلاگها ، بهترین گزارشی است که در این چند روز دیده ام
Friday, December 27, 2002
و من چه بن�شم امشب !!
خورشید خانم پست قبلی را با متن زیر تعویض �رمودند:

� پو�! من چه سبزم امروز!
□ نوشته شده در ساعت 3:50 AM توسط Khorshid Khanoom


بدون شرح.
نقطه سر خط!
امروز ظاهرا وبلاگ خورشید خانم هک شده است.ظهر امروز آخرین پست وبلاگ او چند مرد برهنه را نمایش میداد که مشخص بود توسط شخص دیگری پست شده است.من گمان میکنم که این کار توسط آقایان یا خانمهایی که به شدت با محبوبیت نوشته های صنم مشکل دارند انجام شده باشد.به یاد دارید که در ماههای اخیر حسلدتهای آشکاری بخصوص توسط برخی از خانمهای وبلاگ نویس در مورد خورشید نمود پیدا کرده است. وبلاگهایی مانند مهتاب و ضدخورشید نمونه های سازنده تری از این حسادتها بودند.اما نمونه های موذیانه تر و ناجوانمردانه تری را نیز میشد در لابلای بسیاری از نوشته های دیگر دید. امروز خورشید در رقابت برای وبلاگ برگزیده شرکت میکند.اگر چه من همواره اعتقاد داشته ام که خورشید و دوستانی مانند او باید با ح�ظ ناشناسی (که مهمترین امکان ناشی از ماهیت وبلاگهاست) خود را از چنین معرکه هایی دور نگهدارند اما صنم بدون توجه به �ضای اجتماعی ما که همواره نخبگان را توسط شبه نخبگان و بدست قدرتمداران قربانی کرده است،تصمیم دیگری گر�ته است و خود را شجاعانه درگیر این ماجرا کرده است .
اصلا دور از تصور نیست که دوستانی از شدت حسادت وسوسه شده باشند که با این کار برای صنم عزیز ما پاپوشی درست کنند و در جلسه امروز او را با دردسرهای پیش بینی نشده مواجه سازند. با تاس� از حضور چنین نابالغانی در جمع بزرگ وبلاگ نویسان و با آرزوی مو�قیت همانندی برای همه آنان (که شاید چاره درد حسادت تاریخی آنان باشد) برای خورشید وبلاگهای ایران تابناکی و درخشش آرزو میکنم.
نوشته زیر از ساعتی پیش بجای پست وقیحانه قبلی ظاهر شده است.نمیدانم آیا این پست از خود صنم است یا نه. اما برای ثبت در تاریخ آنرا اینجا می آورم.به نظر من این پست نیز بیانگر نیت قلبی هکر ناجوانمرد ما است حتی اگر واقعا توسط صنم عزیز ما نوشته شده باشد:

Well, I think I have to do something with this negative publicity. I can't be myself here anymore I'm afraid. I WANT to be myself actually, but people ask me not to be. Maybe I made a mistake from the very first moment I started making friends here. Maybe I had to keep my identity anonymous. Maybe I have to delete the whole thing and get back to my old life, let's say reality. Maybe...
□ نوشته شده در ساعت 3:50 AM توسط Khorshid Khanoom

برای آدمهای حقیر تنها میتوان دعا کرد تا کمی بزرگتر شوند.

Wednesday, December 25, 2002
اگر از آ؛دمهای رک و بدون رودربایستی خوشتان می آید، این انگشت ر ا با مسئولیت خودتان بخوانید. بنده مسئول آن نخواهم بود.
Tuesday, December 17, 2002



این حسین درخشان اینهمه درباره تیزهوشی آقای بوش گ�ت .این هم یک مدرک.به کتاب توجه کنید.
لینک از رضا با تشکر از صنم
Sunday, December 15, 2002
آقا همه کلاهبردار شده اند.اما یواش یواش. حالا حتی ISP های مشهور و معتبری مثل parsonline هم دستشان کج شده است.آقای عزیز که ص�حات وب مردم را کاشه میکنی تا هزینه ترانس�ر دیتای خودت را از جیب مردم پرداخت کنی، خوب است مردم هم با خواهر و مادرت همین کار را بکنند تا هر وقت آن ضعی�ه ها سایتشان را به روز میکنند تا ساعتها نتوانند نسخه به روز شده را ببینند؟ خوب است خواهر و مادرت تو هم همیشه کپی چند ساعت قبل ص�حات مورد نظرشان را ببینند؟

با اجازه دوستان زنگرا ( نه منظورم آقایان عزب نیست! خانمهای �مینیست را میگویم) و بر خلا� حسین درخشان ، من بدون آنکه قبلی را طلاق بدهم این یکی را هم عقد کردم تا بهتر بشود طعمشان را با هم مقایسه کرد.حالا هر دوتایشان سمت راست من روی دوش یکدیگر ! منتظرند تا سرویس لازم را به محض درخواست من ارایه کنند!!
آآآ�������یییییی! تزن! بی انصا�! آخ
آقا ! این حسین آقای درخشان دست از سر ما برنمیدارد.بابا همین دیروز ما کانتر nedstat را نصب کردیم،امروز مقام معظم هودری �رموده اند:

سرويس آمارگيری قبلی (nedstats) را طلاق دادم و سرويس جديدی (Site Meter) نصب کردم که �کر کنم بهتر است.

اما جالبتر است اگر نتایج اولین روز �عالیت همسر جدید استاد اعظم ما (با اجازه مرمرو خانم) را ببینید:
VISITS

Total 2,134
Average Per Day 115
Average Visit Length 2:58
Last Hour 105
Today 1,782
This Week 460

یعنی این کانتر ضد حال ایشان آمار امروز را چهار برابر بیشتر از آمار کل ه�ته داده است.
اخوی بیخیال شو. اینم کار تو را راه نمیاندازد.اگر nedstat را سه طلاقه نکرده ای بد نیست دوباره ازش استمالت خاطر کنی.

Saturday, December 14, 2002
سه يا چهار ماه است که کانتر قبلی من از کار ا�تاده است.قبل از آن روزی 20 تا سی ن�ر اينجا را ميديدند و اين اواخر يعنی بعد از مطلب حسين درخشان این تعداد تا 100 ن�ر هم رسيده بود که شرکت قبلی کانترهايش را غير�عال کرد.امروز اين کانتر جديد را نصب کردم.
Friday, December 13, 2002

باشه دوباره می نويسم

Monday, August 19, 2002
یک توصیه: اول کاپوچینو را بخوانید.بعد این سایت بامزه قهوه ترک را ببینید.بعد از سردبیر عمه ام این دومین طنز اینترنتی جالب این ماه است.من که از آن شوخی جوادیساریش و اون قصه پارک جمشیدیه خیلی خوشم اومد.گمونم اگه چند ن�ر دیگه هم همینطوری به پینک �لویدیش گیر بدن ، دست از این لج بازی برداره و دوباره بنویسه.
Saturday, August 10, 2002
این را �قط برای خانم "ص" و خانم "ش" نوشته ام.شما نخوانید!
اصلا هم عجیب نیست.شما تصور کنید دو تا دختر خانم شیطان را که مثل یک سیب از وسط نص� شده اند.(خوب قبول ! یه نص�ش تپل و گوشتالو، اون یکی نص�ش بلند و استخوانی).با هم همسایه هستند.با هم یک جا کار میکنند.(یعنی اگه یکیشون راجع به محل کارش بنویسه ،هرکی ممکنه �کر کنه که اون یکی از محل کارش نوشته!).حالا �رض کنید که این دوتا بخوان راجع به یک جلسه که توش یه گندی زدن صحبت کنند.و ات�اقا هر دو تاشون هم یه گند زده باشند.باز هم �رض کنید که هر دوتاشون وقتی میخوان راجع به یه آدم حر� بزنند ، از او به اسم "یک آقای متشخص" نام ببرند.ضمنا هر دوتاشون وقتی میخوان به خودشون حال بدن ، اسم خودشون را بذارند :"منگل".ضمنا �رض کنید که هر دوتاشون یک روز سه شنبه مریض شده باشند و ات�اقا هر دوتاشون هم اینو نوشته باشند(بگذریم که یکیشون "قاعدتا" سرگیجه داشته،اون یکی سرما خورده بوده.)باز هم �رض کنید که هر دوتای این خانومها راجع به یک مهمونی مطلب نوشته باشند.(وای خ�ه شدم بسکه وجه تشابه رو کردم.)
خداوکیلی اگه شما بودید ، این دوتا رو با هم اشتباه نمیکردید؟اون وقت درست بود که طر� بگه "برام عجیبه که همچین اشتباهی کردی"؟
حالا راستی راستی شماها دوتا هستین؟

Friday, August 09, 2002
نه من جایش را نمیگویم.اگر میخواهید از خودش بپرسید.
دو ماه میشود که چیزی ننوشته ام .میپرسید چرا؟ خوب پس این جوک قدیمی را بخوانید:
یک پسری بود که وقتی دوسالش شد به حر� نیامد.3 سالگی و 4 سالگی هم حر�ی نزد.هر چی دوا درمان هم کردند زبان باز نکرد .تا وقتی که 18 ساله بشه هم به حر� نبا�تد.دیگه خانواده اش بیخیال شده بودند تا اینکه یه تابستون با هم ر�تن ساحل.هنوز نرسیده بودند که یه دختر توپ با بیکینی دو تیکه از اونجا رد شد.پسره همینطور که چشاش توی سر و سینه دختره بود ، گ�ت " باغت آباد شه انگوری !!" .بابا و مامان پسره که حسابی جا خورده بودند پرسیدند : "اه ! چی شد که تونستی حر� بزنی؟" پسره خیلی خونسرد گ�ت:"خوب تا حالا چیزی که ارزش حر� زدن داشته باشه ندیده بودم !"
خوب قصه ننوشتن ما هم تقریبا همینه.